داداش کوچولو

تابستون

سلام.

خیلی دیر به دیر میام. صبر کنین از اول مهر به بعد مرتب میام. نمیدونید که چه تابستون پر ماجرایی داشتم چه قدر فراز و نشیب داشتم. هی می خواستم مثل یه گل بشکفم اما دوباره پژمرده شدم دوباره یه کم جون گرفتم اما دوباره . . .

حالا کم کم دارم خشک می شم اینا رو هیج جا نگفتم فقط اینجا میگم و دلم رو خالی می کنم. چون نمی خواستم کم بیارم نمی خواستم با ناراحتیم کسی رو ناراحت کنم. اما به خودم خیلی فشار اومده. تو خونه خیلی کم طاقت شدم. همه بهم میگن بد اخلاق شدی . حق دارن خودمم از دست خودم ناراحتم. امیدوارم سال تحصیلی که شروع شد یه کم سرگرم بشم و حالم بهتر بشه. برام دعا کنین. موفق باشید.