X
تبلیغات
کالج کارآفرینی تیوان

داداش کوچولو

غدیر

سلام

تو وبلگ پزواک که تو لینک روزانه هم هست یه مطلبی در مورد غدیر نوشته بود و من جوابی براش نوشتم شاید براتون جالب باشه

مطلب پزواک:

غدیر چه بود و چگونه پیش آمد؟

غدیر بر حسب امر خداوند متعال و از آیه تبلیغ آغاز شد:
یـا ایـها الرسول بلغ ماانزل الیک من ربک و ان لم تفعل فما بلغت رسالته واللّه یعصمک من الناس
ان اللّه لایهدى القوم الکافرین (مائده / 67)
اى پـیـامـبـر! آنـچـه از طـرف پروردگارت بر تو نازل شده است به مردم برسان و اگر این پیام رانـرسـانـى , رسـالـت او را انـجـام نداده اى . خداوند تو را (از توطئه هاى منافقان و مردم فریبکار) نگاه مى دارد. همانا خداوند کافران را هدایت نمى کند.
در ایـن آیه تنها روى سخن به پیامبر است که آنچه را از سوى پروردگار بر او نازل شده است حتما بـه مـردم بـرسـانـد و از خـطـرها نیندیشد و دل قوى دارد که خداوند او را از مردم بدخواه حفظ مى فرماید.
در این آیه به پیامبر تاکید مى کند که اگر این پیام را به مردم نرساندى , چنان است که رسالت خدا را تـبـلیغ نکرده اى .
البته که این امر, مانند اوامر دیگر الهى , از سوى پیامبر هرگز به غفلت سپرده نمى شد پس این تاکید براى اهمیت موضوع است .
و نیز مى فرماید: آنان که دشمنى و لجاج ورزند و این پیام الهى را نپذیرند کافرند و مشمول هدایت پروردگار نخواهند بود.
این موضوع مهمى که این همه در آن تاکید شده است چه بوده ؟
تعیین جانشینى على (ع ) و خلافت و وصایت و امامت آن حضرت .
درباره این که این آیه شریفه درباره جانشینى على (ع ) و وصایت و ولایت آن حضرت است ,احادیث زیـادى نـقـل شـده است که آن را به حد تواتر مى رساند, با وجود این بسیارى از مورخان وابسته و مـحـدثـان اهـل سـنـت بـا وجـود روایات متعدد درباره واقعه غدیر - که خود هم آن را درکتب و مـجموعه هاى روایى و حدیثى خود نقل کرده اند - درباره شان نزول آیه و این که آیه درباره وجود مـقدس على (ع ) است به وادى لجاج و عناد درافتاده آن را کم رنگ و بى اهمیت جلوه داده اند, و از آن بـا نیرنگ و پرده پوشى یک حقیقت مسلم , غافل وار گذشته اند.
اما آفتاب ,براى همیشه , زیر ابر نمى ماند پـیداست که عناد و لجاج و حب جاه و مال و تعصب جاهلانه کارها مى کند که سرانجامش دوزخ ‌و عذاب ابدى است .
امـر خـدا را - بـا ایـن قـرایـن و شـواهـد واضـح - نـمـى تـوان کـتمان کرد و از منطق خردپسند نـمى توان سرپیچى نمود, مگر آن که کفر و عنادى در کار باشد که تکلیف آنان در همین آیه شریفه روشن شده است .

جوابیه:

با سلام من قبلا وبلاگ شما رو دیدم و اونو تو لینک روزانه وبلاگم گذاشتم . اما در مورد مطلب غدیر :
ما اهل سنت اتفاق داریم که چنین حادثه ای رخ داده و پیامبر (ص) دست حضرت علی ( رضی الله عنه ) را بلند نمود و جمله مشهور ( من کنت مولاه . . . ) را فرمودند. اما حادثه از چه قرار بوده: پیامبر (ص) به حضرت علی دستور دادند که به مومنین ابلاغ کند که غنائم جنگ را به مدینه بیاورند و در آنجا تقسیم نکنند در این بین بعضی که تازه سلمان شده بودند کمی نارات شدند و به همین دلیل پیامبر ( ص) فرمود هر کس که من دوست اویم پس علی هم دوست اوست چون علی از جانب من مامور به این کار شده و ناراحت شدن از او مساوی با ناراحت شدن از پیامب است و با این حرف پیامبر ناراحتی ها از بین رفت و سوال اینجاست: اگر منظور پیامبر جانشینی بود چرا حتی یک نفر در تاریخ نداریم که در زمان خلافت ضرت ابوبکر و عمر و عثمان این حرف ها را بزند و بگوید که خلافت حق علی است؟ چرا حضرت علی خود چیزی نگفت.
حال اگر بگوییم که این حرف پیامبر به معنی خلافت بوده پس هر کس که با این حرف مخالفت کند کافر محسوب می شود. یعنی اینکه تمام اصحاب پیامبر بلافاصله بعد از او کافر شدند چون با حرف پیامبر مخالفت کردند و به اتفاق مسلمین مخالفت با نص صریح مساوی است با کفر
چرا حضرت علی خودش بیعت کرد؟ چرا حضرت علی دخترش را که ام کلثوم نام داشت به عقد حضرت عمر در آورد چرا اسم فرزندانش را ابوبکر و عثمان و عمر گذاشت که ابوبکر و عثمان بن علی در کربلا همراه برادرشان حضرت حسین شهید شدند؟
اینها همه دلیلی است که اختلافی بین آنها نبوده. اگر ما بگوییم همه کافر شدند پیامبر نیز زیر سوال می رود که چرا نتوانست شاگردانی را تربت کند که ادامه دهنده ی راهش باشند و از چندین هزار نفر فقط تعداد معدودی مسلمان باقی ماندند؟
قرآن هم زیر سوال میرود چون حضرت عثمان که به نظر شیعه کافر بوده آن را جمع آوری نموده.
چرا در قرآن این همه آیه در مدح اصحاب داریم؟
(وَالَّذِینَ آمَنُوا وَهَاجَرُوا وَجَاهَدُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَالَّذِینَ آوَوْا وَنَصَرُوا أُولَئِکَ هُمُ الْمُؤْمِنُونَ حَقّاً لَهُمْ مَغْفِرَهٌ وَرِزْقٌ کَرِیمٌ) (لأنفال:74)

( و آنها ئیکه ایمان آوردند و هجرت کردند و جهاد در راه خدا نمودند و کسانیکه آنها را پناه دادند و یاری نمودند آنها حقا که مؤمنند و برای آنها آمرزش و روزی نیک است . )

و بعضی ها می گویند حقا که کافرند . حرف کی را باور کنیم حرف قرآن را ؟

باحرف کسی که میگوید ایمان به قران دارد ولی برخلاف قران حرف می زند ؟.
 این آیه در مورد کسانیست که پس از شکست در جنگ احد سستی نکردند و بدنبال کافران رفتند و بتعقیب آنان پرداختند تا کفار پراگنده و فراری شدند .

(الَّذِینَ اسْتَجَابُوا لِلَّهِ وَالرَّسُولِ مِنْ بَعْدِ مَا أَصَابَهُمُ الْقَرْحُ لِلَّذِینَ أَحْسَنُوا مِنْهُمْ وَاتَّقَوْا أَجْرٌ عَظِیمٌ الَّذِینَ قَالَ لَهُمُ النَّاسُ إِنَّ النَّاسَ قَدْ جَمَعُوا لَکُمْ فَاخْشَوْهُمْ فَزَادَهُمْ إِیمَاناً وَقَالُوا حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَکِیلُ فَانْقَلَبُوا بِنِعْمَهٍ مِنَ اللَّهِ وَفَضْلٍ لَمْ یَمْسَسْهُمْ سُوءٌ وَاتَّبَعُوا رِضْوَانَ اللَّهِ وَاللَّهُ ذُو فَضْلٍ عَظِیمٍ) (آل عمران: 172-174)

(آن کسانیکه پس از رسیدن زخم و آزار، حکم خدا و پیامبرش را قبول کردند برای نیکوکاران وتقوی پیشه کنندگان آن جماعت پاداشی بس بزرگ است .

برای آنهائی که وقتی مردم برایشان گفتند که کافران برضد شما لشکر ها گرد آورده اند پس بترسید و بر حذر باشید اما آنها ایمانشان فزونی گرفت و جواب دادند . خدا ما را کافی است . و نیکو کارگزار و وکیلی است . پس برگشتند با نعمتی از خدا و فضلی از او که بواسطه آن نرسد به آنها هیچ بدی و سختی و جویای خشنودی خدا شدند و خدا دارای فضل بزرگ است .) خداوند میفرماید .

(... لم یمسسهم سوء... ) بدی آنها را لمس نکرد .

خیلی از این افراد در انتخاب خلیفه پس از وفات رسول الله (صلی الله علیه وآله و سلم ) شرکت داشتند چطور شیعه بعد از آنکه خداوند(جل و علا ) ضمانت کرده که (لم یمسهم سوء) گواهی میدهد که این مردم به بزرگترین بدی متصور یعنی نافرمانی و مخفی کردن دستور خدا چنگ آویختند .

بروید تاریخ را بخوانید و ببینید که چه کسانی بودند.
برادر خواهش میکنم که نا آگاهانه قضاوت نکنید و اول قول دو طرف را ببینید و بعد قضاوت کنید.
                                                                                                                      برادر سنی تو

 

نمیدونم نظر رو تایید میکنه یا نه

شما نظراتتون رو بگین.

موفق باشید.