داداش کوچولو
شنبه 6 آبان ماه سال 1385
بعذ از رمضان

سلام دوستان همیشگی من

رمضون با اون همه معنویاتش تموم شد اما زندگی همچنان ادامه داره . شاید فکر کنیم که حالا که رمضون تموم شده دیگه لازم نیست این همه با تقوا باشیم دیگه لازم نیست هر پنج وقت نماز سر وقت بخونیم و . . . اما اگه واقعا اینجوری باشیم شدیم بنده ی رمضان . اما نه ما بنده ی رمضان نیستیم بلکه ما بنده ی خداییم و خدا همیشه هست و صدای ما رو میشنوه و منتظر ماست تا بیاییم و . . . ( اگه بنویسم خیلی تکراری میشه به پست های قبلی مراجعه شود ).

برام دعا کنین چون از فردا روزهای کار و تلاش و درس و امرار معاش و . . .  شروع میشه و باید رفت و آستین ها را بالا زد .

توکل میکنم به خدا و تنها به او امیدوارم و میدونم که منو تنها نمیذاره همینطور که تا حالا تنهام نذاشته البته بعضی موقع یه گوشمالی آدم رو بیدار میکنه و اونو نباید به حساب تنها گذاشتن گذاشت خلاصه من که از هر ه نا امید بشم از خدا نا امید نمیشم.

 ( فاذا عزمت فتوکل علی الله ) هرگا تصمیم گرفتی و عزمت رو جزم کردی توکل بر خدا کن.

برای همتون آرزوی پیروزی میکنم.


سه شنبه 2 آبان ماه سال 1385
عید فطر

 

لَیسَ العیدُ لِمَن لَبِسَ الجَدید انَّما العیدُ لِمَنْ خافَ الوَعید

( عید برای کسی نیست که لباس جدید بپوشد بلکه عید برای کسی است که از انذار خدا بترسد )

 

با عرض سلام خدمت همه ی دوستان عزیزم عید سعید فطر رو به همه تبریک میگم و از خدا میخوام که طاعات و عبادات ما رو تو این ماهی که گذشت به درگاه خودش قبول کنه. الهی آمین

 


<<    1      2   
عناوین آخرین یادداشت ها
خوش آمدید

شناسنامه کامل من...
مهر 1387
ش ی د س چ پ ج
    1 2 3 4 5
6 7 8 9 10 11 12
13 14 15 16 17 18 19
20 21 22 23 24 25 26
27 28 29 30      
آرشیو
خواهر کوچولو
آمار وبلاگ
عضویت کاربران بلاگ اسکای
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 40848