داداش کوچولو

مجموعه سریال جومانگ Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
جمعه 3 شهریور ماه سال 1385
یادش بخیر
سلام
مدتیه که کلاسای تابستونی تموم شده و اومدم خونه البته دل کندن از این شاگردا واقعا کار مشکلی بود . دلم تنگ شده براشون دلم تنگ شده برای دیر اومدناشون برای حرفاشون برای خنده هاشون برای گریه هاشون برای چرت زدناشون سرکلاس برای شیرین زبونیهای پارسا جونم برای خوابیدن های رامین برای ادب و معرفتی که محمد ( حقانی ) داشت برای فارسی حرف زدن محمد امین برای پشتکار محمد ( یه محمد دیگه با فامیل دهنوی) برای خود شیرینی های راشد برای اجازه گرفتن های اشکان برای گریه کردن عبدالله برای محبت کردن شاگردام دلم تنگ شده وقتی که برای یه روز میخواستم ازشون جدا بشم و برم مسافرت التماس میکردن و میگفتن نرو و با فریادشون مدرسه رو میفرستادن تو هوا و برای همه چیز و همه ی خاطرات تلخ و شیرینی که ازشون دارم دلم تنگ شده . میخوام بازم بهشون بگم که دوستشون دارم از ته دل عاشقشون هستم و همیشه براشون دعا میکنم و از خدا میخوام اونا رو در راهی که رضایت خودش در اون هست قرار بده و نذاره راهی رو برن که راه خدایی نباشه . از شما هم میخوام براشون دعا کنین.

<<    1      2      3   
عناوین آخرین یادداشت ها
خوش آمدید

شناسنامه کامل من...
مهر 1387
ش ی د س چ پ ج
    1 2 3 4 5
6 7 8 9 10 11 12
13 14 15 16 17 18 19
20 21 22 23 24 25 26
27 28 29 30      
آرشیو
خواهر کوچولو
آمار وبلاگ
عضویت کاربران بلاگ اسکای
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 40888