داداش کوچولو

گذری بر کودکان

سلام.

امروز که دشتم از خیابون رد می شدو دیدم دوت بچه ۷ و ۹ ساله باهم دعوا میکنن و همه ی آدما بی خیال از کنارشون رد میشن . اما من که بچه ها رو خیلی دوست دام نتونستم بی خیال بشم به همین خاطر رفتم جلو و از هم جداشون کردم و گفتم چرا با هم دعوا می کنین؟! پسر کوچولوی ۹ ساله گفت دو تا تخم مرغ از من خریده ولی پولش رو نمیده. من از پسر ۷ ساله پرسیدم راست میگه؟ سرش رو پایین انداخت و چیزی نگفت . گفتم چرا پولش رو نمیدی؟ اونم با حاتی سرشار از شرم و مظلومیت جوابم داد : امروز حتی یه نفر هم از من موز نخریده و من هیچ پولی ندارم. گفتم مگه صبحانه نخوردی؟ گفت نه. گفتم پس من یه موز میخرم تو هم پولش رو بده به این پسره . و شکر خدا این مشکل حل شد.

حالا من یه سوال از شما دوستای مهربونم دارم: واقعا تقصیر کدومیکیشون بوده؟ پسر کوچولوی ۷ ساله که از زور گرسنگی و خیابون گردی احساس کرده که باید یه چیزی بخوره هر چه بادا باد یا پسر کوچولوی ۹ ساله که به امید ۱۰۰ تومان پول تخم مرغ ها رو بهش داده؟!!!

شما بهم بگین . . . منتظرم . . . .